تبليغاتX
برای دلم

برای دلم

غم دل

به سر دارم هواي صحبت يار                          به دل دارم غم و اندوه بسيار

بود جانم اسير بند زندان                             نيايد كس به ديدارم جز اغيار

ندارم همدمي در اين زمانه                         دمي با او بگويم من ز اسرار

درون سينه ام بغضي فشرده                      نه آوازي نه هم رازي نه غمخوار

ز ديده اشك من ريزد به دامان                     خداوندا عطا كن وصل دلدار

اگر روزي زعمرم هست باقي                      به اميد وصالش هي زنم زار

چو منصورم كه (مغمومم)ز نا اهل               به گويم راز دل را بر سر دار

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم آذر 1388ساعت 23:43  توسط محمود دریانی (مغموم )  | 

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

غم هجران

از يار دل نوازم آيد خبر به سويم

عمريست در پي او هردم به جستجويم

از هجر روي ماهش جانم رسيده بر لب

از تلخي فراقش يارب چگونه گويم

از وصف ساغر و مي عقل از سرم پريده

از مستي شرا بش در بند آن سبويم

نه نام و نه نشاني ني مانده يك پيامي

عطر وجود او را از پيرهن ببويم

دستم رسد چو روزي من دامنش بگيرم

تا جان به تن بماند (مغموم )كوي اويم

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آذر 1388ساعت 0:7  توسط محمود دریانی (مغموم )  | 

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

آيينه عبرت

ايوان مداين كه بود مايه عبرت

گر نيك ببيني كه شده مايه شوكت

طاقي كه بود سايه گه خسرو وكسرا

تاجيست كه شد برسر ما موجب عزت

جايي كه بودجايگه كوروش و زرتشت

تا دور زمان است بود منشا بركت

خاكي كه بودزادگه رستم و سهراب

تا ريشه ما هست بود مبدا حركت

ارضي كه بودپايگه ناوك آرش

تا جان به بدن هست بود باعث غيرت

ايران كه بود قبله گه و شهره به آفاق

بر بام جهان است وشده آيه رحمت

(مغموم) بود خاك وطن سجده گه هر دل عاشق

بر چهره اهريمن نا پاك بود مايه ذلت

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 0:21  توسط محمود دریانی (مغموم )  | 

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

آيينه عبرت

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 0:11  توسط محمود دریانی (مغموم )  | 

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

اعتياد

به ياد دارم

عفريت شوم بد نهاد

چون ديو هفت سر     بر جان من فتاد

با پنجه هاي هو لناك گلوي مرا فشرد

با دندانهاي زهر ناك خون مرا مكيد

آن چهره كريه چو در من حلول كرد

عقل مرا ربود          مهر از دلم زدود

لذت و كامجويي كاذب وجودم فرا گرفت

 

 

مستي وبيخودي      طغيان و خود سري

ذلت فرا رسيد

سستي و كاهلي        پوچي و هرزگي

در انتهاي راه

چشمان پر سراب

چيز دگر نديد                جز تركيدن حباب

لطف خدا اگر نبود

در را نمي گشود

ما بچه هاي او

با قلبي پر از اميد            در جامه اي سپيد

پرواز مي كنيم                تا پشت ابر ها

هر سو به نا كجا             اين است پيام ما

نفرين بر اعتياد               نفرين بر اعتياد

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 15:11  توسط محمود دریانی (مغموم )  | 

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

همسر

مونس شبهاي تارم همسرم

بهترين غمخوارو يارم همسرم

آن گل زيباي  باغ  زندگي

از وجودش زندگي پايندگي

آن نهايت ملجا وماواي من

عشق او خود چاره غمهاي من

گر نباشد من نمانم پايدار

سنبل وسوسن به پايش شرمسار

قانع است وبا وقار وسازگار

ياربا باشد برايم ماندگار

بي وجودش خانه ام ضلماني است

از صفايش منزلم نوراني است

آن نبي فرموده در اوصاف او

چون شود مادر بهشت است جاي او

از تو خواهم اي كريم كرد گار

همسر مغموم فرما رستگار

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 16:4  توسط محمود دریانی (مغموم )  | 

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

جام جم

دل غمديده ام را همدمي نيست

تن رنجيده ام را مرهمي نيست

كوير سينه ام سوزان و خشك است

اميد بارش يك شبنمي نيست

دلا دم را غنيمت دان وخوش باش

در اين عالم سراي بي غمي نيست

نواي بغض من امشب حزين است

دگر دور زمان را خاتمي نيست

تنم در كنج عزلت مي زند زار

به دست كس دگر جام جمي نيست

مكن مغموم ناله از زمانه

كه عمر نوح را  حتي  دمي نيست

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 14:25  توسط محمود دریانی (مغموم )  | 

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

سروش

ندا آمد به گوشم از سروشي

دران دنيا چرا بيهوده كوشي

سعادت رابه جز اين ره نباشد

بكن تا مي تواني عيب پوشي

به راه عاشقي هر لحظه بشتاب

تو گر خواهي شراب وصل نوشي

دلت را گر كني ميخانه عشق

نمي ماند برايت عقل وهوشي

سراي جاودان را ار بخواهي

زبانت را بده هر دم خموشي

شوي ايمن تو مغموم از زمانه

اگر با ناكسان يك دم نجوشي

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 21:34  توسط محمود دریانی (مغموم )  | 

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

مادر

مادرم ای بهترین اند یشه ام

عشق تو باشد قوام وریشه ام

بعد ایزد سجده بر پایت رواست

بوسه بر دستان رنجورت بجاست

مهر تو باشد فروغ دیده ام

روشنی بخش دل رنجیده ام

کس نباشد در دو عالم یار من

چون تو هستی مادر غمخوار من

شیره جان تورا نوشیده ام

سر به دامان تو من ساییده ام

از وجودت من چنین بالیده ام

من ترا لطف خدا نامیده ام

بهشت جاودان درزیر گامت

رضای حق بود اندر رضایت

خوشحالی تو رضایت ما

دستت چو مدام بر سر ما

+ نوشته شده در  جمعه سوم مهر 1388ساعت 0:53  توسط محمود دریانی (مغموم )  | 

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

عيد قربان

بر همگان مبارك عيد سعيد قربان

باشد بهار جانها تحت لواي قران

روزش خجسته بادا بر مسلمين عالم

نامش چو شهد شيرين بر كام اهل ايمان

هر ساعتش نسيمي آيدزباغ فردوس

الحق كه جاي شكر ست بر دوستان وياران

دارد اشارتي خوش معناي عيد قربان

مقصود ذبح نفس است در بارگاه جانان

يارب عطا بفرما فيض لقاي خود را

مغموم را نمايي از خيل حج گزاران

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 2:11  توسط محمود دریانی (مغموم )  | 

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده